کوئیپر

وضعیت

آخه بیا بنویس دیگه مرد .
+ میام حالا
د کی میای پس حالا . همه اش همینو میگی که
+ سکوت
کشتی منو تو که. اینم آخه زندگیه تو درست کردی. مردم هم بلاگ نویس دارن ما هم ....
+ اوووووه باشه بابا گفتم که مینویسم. چیکار کنم خب. چی بگم
از من میپرسی چی بگی؟ مگه موقعی که ....
+ بااااز شروع شد
هااا بپر وسط حرفم ، نذار حرف بزنم. کاری غیر اینم بلدی مگه؟ تا میام یه چیزی بگم میگی الان نه، بعدا . میگم از فلان چیز بنویس میگی جاش نیس. میگم چرا از فلان چیز نمیگی میگی تو حسش نیستم ، بعدا ، همه اش هی پاس میدی به بعدا هزارتا موضوع فقط تو دفتر یادداشت گوشیت اینور اونور میبری هرروز ، بعد من یه روز بهت میگم بیا بنویس هی بهونه میاری . ای خدا . این چه زندگیه آخه . مگه من چه گناهی کردم
+ سکوت
سکوت
+ سکوت
کجایی؟ هستی؟ گوش میدی اصلا چی میگم؟! برا دیوار صحبت میکنم انگار
+ داشتم گوش میدادم خب خودت گفتی وسط حرفم نپر
اینطوری؟ به خدا میذارم میرم. 
+ چی گفتم مگه من؟
چی گفتی؟ چرا اینطوری رو مخ من راه میری؟ میدونی این کارا رو میکنی عصبانی میشم، باز هر بار تکرار میکنی.
+ ببخشید
بیا. با یه ببخشید هم حتما قراره دیگه ساکت شم هیچی نگم.
+ من نمیخوام تو ساکت شی عزیزم. حرف بزن.
نمیخوام.
+ ای بابا.
ای بابا و زهر مار. 
+ سکوت
اصلا داری چیکار میکنی تو اونجا؟ حواست با من هست؟
+ دارم مینویسم.
مینویسی؟!! چه عجب! واقعا چه عجب! چشمم روشن! خب خداروشکر. آخر یه چیزی پیدا کردی انگار. 
+ اهوم
چی داری مینویسی حالا؟
+ حرفای تو رو .
چییی؟ رسول به خدا اگه....
+ تموم شد.
نفرستی ها. ارسال نکنی ها...
+ میکنم.
به خدا اگه بفرستی دیگه ....


[ سه شنبه 9 آبان 1396 ] [ 21:50 ] [ کوئیپر ] [ نظرات() ]