تبلیغات
کوئیپر - برای مریم

کوئیپر

برای مریم

دیشب از ته دل خوشحال بودم. یک خوشحالی کاملا مخصوص. دیدنت توی اون لباس زیبای عروس، برای من نه فقط شرکت توی یک جشن معمولی، که یک اتفاق قشنگ چندین ساله بود. از اولین روزهای آشنایی مجازی، چیزی حدود شیش سال پیش، تا همین امروز ، همه ی این دوره ی دوستی از نظرم گذشت. انقدر که اگه همونجا میشد، احتمالا ساعتها میتونستم در موردش بنویسم. از اتفاقی آشنا شدن، دوستی ها، پیدا کردن دوستای تازه، شب نشینی های بلاگی، خاطره سازی ها، همراهی های مجازی، قرار وبلاگی نمایشگاه کتاب، دورهمی ها، و همه چیز همینقدر ساده و داستان وار، تا روزی که رو به روت توی مجلس صمیمی عقدت نشسته ام و هنوز حضور خودم رو اونجا، به سختی باور میکنم.

من هیچوقت فکر نکردم که دنیای مجازی جای عجیبی باشه، هیچوقت فکر نکردم که دنیای مجازی چیزی جدای از زندگی واقعی ماست، اما با این وجود هم همیشه و هنوز، هروقت تاثیر این چندسال زندگی مجازیم رو روی زندگی واقعی میبینم، از ته دل ذوق میکنم. وقتی تو و فاطمه رو انقدر شاد و خوشحال توی بغل هم دیدم - و هربار که میبینم - از اینکه چطور دوتا دوست هم لینکی بلاگ من باهم دوست میشن - همینقدر ساده - و این دوستی انقدر و تا این جاهای خوب، ادامه پیدا میکنه، از اینکه روزی جزئی از این مسیر بوده ام، با تمام وجود خوشحال میشم.

کاش بلد بودم بیشتر از اینها بنویسم، بهتر از اینها بنویسم، چرا که حق این دوستی خیلی بیشتر از اینهاست، اما خب... باز میدونم که همه ی این دوستی ها ، بیشتر از اینکه بر اساس نوشته ها و حرف ها باشه، همیشه بر اساس حس های ما بوده.

برات همیشه آرزوی خوشحالی کرده ام و همیشه خواهم کرد. هر روز زندگیت پر از خوشی و خوشبختی، مریم! :)



[ دوشنبه 27 شهریور 1396 ] [ 10:11 ] [ کوئیپر ] [ نظرات() ]