تبلیغات
کوئیپر - آرزوها

کوئیپر

آرزوها

خبر خوب اینکه یکی یکی دارم به آرزوهام میرسم. مدتیه یه شیرینی فروشی تو مسیر کارم پیدا کرده ام که شیرینی نارگیلی های محشری داره. ( بله، شیرینی نارگیلی بی پایان جزء آرزوهای من بود)
خبر بد هم اینکه متاسفانه کماکان آرزوهای آدما شبیه نسخه به واقعیت پیوسته شون  نیست. :/
طنز دنیا اینطوریه که آدم تا بچه اس باید در آرزوی هله هوله های خوشمزه بی پایان بسوزه، وقتی هم بزرگ میشه،  با مفهوم سلامتی و اضافه وزن و بدن و این مهملات آشنا میشه. یک برگه چیپس میذاری دهنت، به جای اینکه زیر دندونت "خرچ" صدا بده، صدا میده "هوووممم کالریییی! هوممم چربی p: هوممم به به قنننند! وااای چه مواد ناسالمی =)))" 
وقعی نمینهم خیلی من به اینها حالا. اما خب کوفت آدم میشه آرزوهای بچگی اش دیگه. والا خب. چرا مثلا شیرینی نارگیلی نباید زیر دندون من فریاد بزنه " به خدای شیرینی ها، رستگار شدم"؟ چرا نباید غصه خوران آروم زیر لب زمزمه کنه" فقط یه دونه شیرینی؟ :( چرا ارباب؟ از ما راضی نیستید؟ کیلویی بخورید تو رو خدا! جعبه مون هنوز خالی نشده که " 
طنز تلخیه خلاصه این دنیا! هعیی. یکی هم نیس به طرف بگه بلد نیستی بیا پایین این ممد ما جات بشینه. نیس دیگه. نیس. 

+ هنوز که هنوزه برای خودمم عجیبه، آدمی که تو نوجوونی آرزوش بود از لاغری دربیاد، حالا تو عرض چند سال باید غصه ی اضافه وزن بخوره! :/ چیه واقعا این دنیا؟ نه نظمی، نه ترتیبی، نه حد وسطی! آرزوهامون هم که اینطوری. :/ :دی
+ خواننده ریزبین خواهد پرسید تو جمله اول گفتی یکی یکی دارم به آرزوهام میرسم. شیرینی نارگیلی که یکیشه فقط. در جواب باید گفت بله، آرزوی دیگه چیپس و پفک و سیب زمینی سرخ کرده بود. که متاسفانه به سرنوشت همین آرزوی ذکر شده گرفتارند اونها هم. 
+ خواننده قضاوت گر حالا خواهد پرسید واقعا؟! اینه درکت از زندگی؟ اینها آرزوهاتن؟! باید پاسخ گفت : خیر. چیه؟ بیا حالا مارو بخور! والا با این سوالاشون. 


[ دوشنبه 18 بهمن 1395 ] [ 21:29 ] [ کوئیپر ] [ نظرات() ]