تبلیغات
کوئیپر - بشنوید : Mono - You are there - 2006

کوئیپر

بشنوید : Mono - You are there - 2006

فکر کردم کاش زندگی، یک فرش بود. یک فرش پر نقش و نگار. کاش همه زندگی یک فرش بود که توی آفتاب پهن شده بود. توی هیچ جا. یک فرش با رنگ های شاد. با طرح های زیبا و تو در تو. با طرح گلها و شاخه ها. برگ ها. شلوغ. یک فرش خوشرنگ در یک گوشه ی ساکت هستی. شاید حتی اصلا روی یک سیاره دیگر. چه اهمیت داشت؟
نوشته بود طول رابطه ها دیگر بیش از دو سال نیست. بعد دروغ است و خیانت و تمام. بعدش هم هر کدام میروند برای خود. اینطوری نوشته بود و من اینطوری خواندم که به تازگی از یک رابطه طولانی بیرون آمده. توی ذهن من دخترک غمگینی بود که کنار پنجره نشسته، زانوهایش را بغل گرفته و با خود میگوید همین بود. همین بود. همین است. و همین. 
توی ذهن من سرد شد. من پشت پنجره نشسته بودم. بیرون باران میبارید. دوسال به یک نفر که نمیشناختم گفته بودم دوستت دارم. دوسال با او خاطره ساخته بودم. لحظه به لحظه. لحظه به لحظه. زانوهایم را بغل کرده بودم. بیرون پنجره جنگ بود. یک عده سر یک توهم احمقانه به یک عده دیگر با یک توهم احمقانه اعلان جنگ داده بودند. جایی دیگر بمبی روی شهری فرود می آمد. مردی زیر آوار مرده بود که از جنگ بیزار بود. یک گوشه دیگر یک عده دیگر داشتند یک عده دیگر را میکشتند چون عقیده داشتند که باید بکشند. عقیده داشتند که پاداش خواهند گرفت در حالی که صدهزار سال نوری آنطرف تر، روی سیاره کوچکی، پسرکی داشت به گل کوچک قرمزش آب میداد. یک ذره ی غبار، توی دنیای بی شماری از ذرات دیگر، داشت میچرخید و توی بیکران راه میپیمود، در حالی که روی آن یک نفر لب یک ساحل نشسته بود و داشت فکر میکرد چرا باید چرایی برای چیزی وجود داشته باشد وقتی همه چیز مجاز است و همه چیز بی اهمیت است و همه چیز، مطلقا همه چیز توی چشم بر هم زندنی از زمان خواهد گذشت و همه چیز از یاد همه چیز خواهد رفت.
ما فکر میکنیم مهمیم، فکر میکنیم بدون ما حتما چیزی کم بود. فکر میکنیم این ذره ی غبار به خاطر ما وجود دارد. فکر میکنیم باید چیزی بوده باشد، به خاطر ما، به خاطر ما که خود یک "اتفاق" کوچکیم. چیزی فقط برای ما. 
در حالی که زندگی، همه ی زندگی، میتوانست فقط یک فرش باشد. یک فرش زیبای پر نقش و نگار توی آفتاب. و فقط همین. 
هنوز پشت پنجره باران میبارید. پشت پنجره هنوز احمق ها جنگ به پا میکردند. پشت پنجره ای دیگر، در شهری دیگر، حتی در سیاره ای دیگر، لبخندی نشسته بود. به لبخندها فکر کردم. و به گلی باران خورده که هنوز زیبا بود. چشم هایم را بستم. چقدر فرصت بود؟ دستم را دراز کردم. توی باران ، رو به جلو. و جلوتر، فقط کمی جلوتر، دستی دیگر منتظر بود. 




+ عنوان پست، آلبوم موسیقی بی کلام در سبک پست راک، اثر گروه ژاپنی مونو
+ این پست توی دنیای بلاگ ها یک پست خواهر خوانده داره. :)  اینجا 


[ شنبه 3 مهر 1395 ] [ 00:04 ] [ کوئیپر ] [ نظرات() ]