تبلیغات
کوئیپر - واقعا چرا از زندگی مون بیشترین لذت رو نبریم؟ واقعا خوشی ها و ناراحتی ها «بیشتر» اون بیرونن یا همینجا، توی سر ما؟

کوئیپر

واقعا چرا از زندگی مون بیشترین لذت رو نبریم؟ واقعا خوشی ها و ناراحتی ها «بیشتر» اون بیرونن یا همینجا، توی سر ما؟

بدی زمان اینه که هیچوقت متوقف نمیشه.چون اگه میشد احتمالا همه ما بالاخره راهی برای بهتر شدن پیدا میکردیم.
بهتر شدن. زندگی. زندگی خوب. معنی اینا چیه واقعا؟
هفتاد سال، یا کمتر یا بیشتر فرصت زندگی داریم. فرصتی که هیچ معلوم نیس تهش تمدید میشه یا نه. توی این هفتاد سال، اگه بیست سال اول و اخرش رو به حساب طبیعت، به حساب جبرِ زندگی کردن، بگذرونیم، توی بقیه اش این ماییم که تعیین میکنیم چطور زندگی میکنیم. غصه میخوریم و روزها رو میشماریم تا تموم شن، یا خوب و خوشحالیم اونطور که حتی متوجه گذر روزا نمیشیم؟ کی میدونه هفته آینده مسیر زندگی ما چطوریه؟ توی سرازیری خوشی؟ پرپیچ و خم و گنگ و نامفهوم؟ یا سربالایی های کند و ناگذر؟ اگه اینطوره،اگه هیچوقت واقعا نمیدونیم اوضاع قراره برای آینده مون چطور پیش بره... اگه همه اش قراره همینطوری باشه... خب؟ چرا خودمون به این چرخه گذر روزها عادت کنیم؟ امروز میخواستم بیام اینجا و بنویسم برید خوش باشید و از زندگی تون لذت ببرید فقط! نه از سر خوشحالی، یا اینکه برای من روز متفاوتی باشه امروز. فقط برای اینکه امروز داشتم به این فکر میکردم که جز این چه راه دیگه ای داریم؟ اگه قراره روز به روز بگذره و حتی برای چند دقیقه هم منتظر هیچ چیز نمونه، چرا خوشحال بودن رو از خودمون دریغ کنیم؟ خواستم بنویسم اگه دلتون میگیره از جاتون پا شید و برید برای خودتون یه بستنی بخرید. یه بستنی گرون! از تو یخچال نه! از یخچال خوراکی خوردن از روی عادته! برید برای خودتون یه بستنی خوشمزه بگیرید، فقط برای اینکه خودتون خوشحال شید! برید بیرون و تو یه رستوران خوب یه پرس غذایی که خیلی دوست دارید سفارش بدید و بشینید با لذت بخورید! خواستم بگم توی لذت بردن اصلا صرفه جویی نکنید! اگه پولی که دارید رو برای خوشحال بودن و لذت بردن هزینه نکنید، چه راه بهتری برای خرج کردنش دارید؟ پیاده رفتن و آهنگ گوش دادن و فیلم دیدن و... رو به چه دلیلی از خودمون بگیریم و فدای خسته ام و حوصله ندارم کنیم ؟ و اینا همه فقط چندتا مثال ساده و کوچیک و دم دستی ان. سختی های زندگی همیشه بودن و تو زندگی همه ماها همیشه هستن. میشه غصه شون رو خورد. حتی باید غصه روزهای بد رو خورد گاهی. ولی حتی غصه خوردن فرق داره با بد زندگی کردن. 
باید پذیرفت که این ماییم که در نهایت باید به کمک خودمون بیایم. و این زندگی ماست. همین تیک تاک بدون توقف ساعت. میتونیم خودمون رو دوست داشته باشیم و این دوست داشتن رو نشون بدیم به خودمون... و میتونیم فراموش کنیم خودمون رو. و وقتی دوباره یاد خودمون بیفتیم که تیک تاک ساعت بیشتر از اینکه ما رو یاد گذر زمان بندازه، یاد انتظار و لحظه نهایی میندازه. 



+ و البته چیزی که من خودم بهتر از همه میدونمش. نوشتن یک چیز  راحت تر از زندگی کردنشه. اما من میدونستم و این متن رو نوشتم. در هر حال. واضحه که زندگی همه همیشه غم و غصه هم داره. و این چیزی نیس که بشه نادیده اش گرفت. اما من هنوز به اینا که گفتم باور دارم.  


[ پنجشنبه 30 اردیبهشت 1395 ] [ 13:52 ] [ کوئیپر ] [ نظرات() ]