تبلیغات
کوئیپر - یه حس پر معنا

کوئیپر

یه حس پر معنا

مثل شعر نوشتن روی دیوارهای یک شهر مدتها خالی از سکنه. 



+ و چقدر جالب که تنها چند ساعت بعد، میبینی که این شهر خالی نیست! حضورهای اگر چه مختصر، اما مهم و خوشحال کننده! :)
+ گمونم وقتشه شانتی دوباره باز بشه. شانتی بازه. از این. تا بعد! :)

+ قطره قطره و پیوسته، کم و زیاد، این آب از کف دست و از لای انگشتهای هرچند با نهایت قدرت بسته ی دست ها انقدر میچکه که دیگه یه روز ازش هیچی نمیمونه. آیا من مقصرم؟ 

+ میگم و میگم و میگم و به زبون نمیارم. نمینویسم. انقدر که وقتی پای نوشتن میشینم هیچی یادم نمیاد. برای نوشتن هیچی بهتر از خلوت داشتن نیست. و برای حرف زدن، هیچ چیز بهتر از نوشتن. 


[ سه شنبه 22 دی 1394 ] [ 09:57 ] [ کوئیپر ] [ نظرات() ]