تبلیغات
کوئیپر - سگ دانا

کوئیپر

سگ دانا

روزی سگ دانایی از کنارِ یک دسته گربه میگذشت.
هنگامی که نزدیک شد، متوجه شد که گربه ها سخت با خود سرگرم اند و اعتنایی به او ندارند .
آنگاه از میان آن دسته ، یک گربه درشت و عبوس جلو آمد و گفت: «ای برادران دعا کنید؛ که هرگاه دعا کردید و باز هم دعا کردید و باز هم دعا کردید و کردید، آنگاه یقین بدانید که از آسمان برای شما باران موش خواهد بارید.»
سگ چون این را شنید در دل خود خندید و از آنها روبرگرداند و گفت: « ای گربه های ابله، مگر ننوشته اند و مگر من و پدرانم پیش از من ندانسته ایم که آنچه در اثر دعا و ایمان و عبادت از آسمان میبارد موش نیست ، بلکه استخوان است! »


+ جبران خلیل جبران

+ فقط ما درست فکر میکنیم! مگه نه؟! ;)
+ تاریخ اعزام سربازیم هم مشخص شد ! یک دی ! کسی نمیاد? دی:
+ تو تقویم گوشی من زده بود امروز (شنبه) عید قربانه ! :/ بعد منم نرفتم سر کار ! بعد. الان منشیمون زنگ زد گفت فردا عیده ! :/ چه کنم الان من ?! :/ دی:
+ ولی انصافا ابهتو داشتین ?! یه کلام گفتم، چاوشی آلبومشو منتشر کرد ! :/ دی:
+ بچه ها ولی یادتون باشه من اگه گوشام بعدها آسیب ببینه تقصیر این چاوشی و رضا یزدانیه ! :/ دی:
+ اشتباهی جای پاک کردن لیست پخش،کل آهنگای رضا یزدانیو از گوشیم پاک کردم ! :/ تو این سه ساله نشده بود تو دوره ای اینقد بی رضا یزدانی باشم من ! :/ یکی به من رضا یزدانی برسووونهههه :/
+ ولی خب، جاده شمال و " ساعت فراموشی " و داااااد زدن با آهنگا ، تا وقتی گلوت بگیره ! حسابی چسبید ها ! :))
+ چون این پست خیییلی بار معنایی داشت گذاشتم اینقد بمونه ها ! اگه دیگه به اندازه کافی عبرت گرفتید که دیگه رد شیم کم کم ! :/ دی: 


[ چهارشنبه 9 مهر 1393 ] [ 10:40 ] [ کوئیپر ] [ نظرات() ]

نمایش نظرات 1 تا 30