تبلیغات
کوئیپر - کارشناسی پَـــــــر !

کوئیپر

کارشناسی پَـــــــر !

آخرین امتحان دوره ی کارشناسیم رو هم دادم و این دوران هم با همه ی خوبیا و بدی هاش تموم شد . شاید باورتون نشه که از چندماه پیش مثل پیرمردهای هفتاد هشتاد ساله چشمم به هرجا و به هرکس که میفته افسوس و حسرت تموم شدن بهم دست میده . شاید فقط به زور عکس گرفتن بشه یه ذره از خاطرات رو و یه ذره از زمان رو پیش خودم نگه دارم . روزا و آدمایی که مدت ها دیدمشون و حالا کم کم قراره برای همیشه نبینمشون دیگه . شاید هیچ چیز خاصی وجود نداره، جز همین دیدن مکرر . اینکه دیدنشون عادت شده برام . جزئی از زندگیم شده . آخرین امتحان این دوره ام ادبیات بود! درس شیرین ادبیات! از معدود درس های دانشگاه که با علاقه سر کلاس مینشستم . و البته شاید ثبت کردن اینکه روز آخرین امتحان خودکارم داغون بود و نفسم در اومد تا چارتا جواب نوشتم هم بعدها جالب باشه برام! فکر میکنم وقتی دورانی رو سپری میکنیم، تازه بعدهاست که حتی کوچکترین خاطراتش هم برامون جالب و لذت بخش میشه! در کل دوران خیلی خوبی بود دوران دانشگاه . این چهار سال، من خیلی خیلی تغییر کردم و خیلی خیلی چیزا یاد گرفتم .
دوران کارشناسیمون هم گذشت به هرحال ! مثل دوران ابتدایی و مثل راهنمایی و مثل همه خاطراتی که تو دبیرستان داشتم. خیلی وقت ها احساس میکنم زندگی همه مون مثل یه داستان میمونه ! تا ببینیم داستان این زندگی بعدتر ها به کجا میرسه! تا ببینیم :)



+ ولی انصافا این که زندگی رو نمیشه پیش بینی کرد درسته ها! مثلا من همین ده دقیقه بعد نوشتن این پست متوجه شدم نمره یکی از درسام شده 8.25 و خب البته کاملا غیرمنتظره و به ناحق! تا ببینیم نتیجه اعتراضمون به کجا میرسه :| عجبا !
+ من کلا واسه دو خط نوشتن خیلی اذیت میکنم خودمو :| چون آناتما رو دوست دارم و گوش دادنش خیلی حس خوبی بهم میده، گفتم آلبوم جدیدشون رو معرفی کنم بهتون! شاید شما هم ازش لذت بردین! Anathema - Distant Satellites / آخیش! اینطوری نوشتن راحته چقد! دی:
+ ولی انصافا آخه شما چطوری میتونید عاشق سافت راک و آناتما نباشین؟! میتونین واقعا؟! :O
+ چقد خوبه آدم با دوستاش خاطره های مشترک داشته باشه ! پریشب شام پیش جواد بودم . موقع شام من داشتم تو پوشه آهنگای لپ تاپش میگشتم، گفتم بذار آلبوم کولاک علی اصحابی رو بذارم! گفت بذار ! وقتی گذاشتم جواد گفت هر موقع این آلبومو میشنوم یاد اون روز که با بچه ها سنگان رفتیم می افتم! اون روز سنگان! ترم سه! یکی از بهترین بیرون رفتنایی که تو این چندساله داشتم! راست میگفت! یهو منم تموم طول راهو که این آلبومو گذاشته بودیم یادم اومد! چقد خوب بود ها!
+ هووفففف! نمره ی این درسه که بهم 8.25 داده بود رو داد 10 . به شرطها و شروطها! :| قرار شد دوباره بعد ماه رمضون برم نورآوران! حداقل خوبیش اینه شرطش رو خودمم دوست داشتم! هر چند نه دقیقا اینطوری! :|
+ به هرحال،این استاد نه چندان محترم شایسته ی بی احترامی هست . حیف که من اینجا حیفم میاد.


[ سه شنبه 10 تیر 1393 ] [ 12:49 ] [ کوئیپر ] [ نظرات() ]

نمایش نظرات 1 تا 30